X
تبلیغات
رایتل

خرد ورزی
 
اندیشه،شیوه های اندیشیدن

چرا بشر خدار را نمی­تواند بشناسد؟

دستگاه گیرنده فکرى ما خدا را با امورى مى‏شناسد که مثل خودش ناقص و محدود است؛ خدا را با نورهایى مى‏شناسد که در یک نقطه هست و در یک نقطه نیست،خدا را به امورى مى‏شناسد که در یک زمان هست و در یک زمان نیست، یعنى طلوع و غروب دارد. خداوند را افعال و مخلوقاتى است؛ نورهایى است که آفریده اوست. آن نورها طلوع مى‏کنند و غروب مى‏کنند. خداوند خود را از راه نورهاى فعلى خود به ما مى‏شناساند.

حیات و زندگى نور الهى است؛ نورى است که آن را بر مادّه ظلمانى بسط مى‏دهد و سپس قبض مى‏نماید: * وَ إِنّا لَنَحْنُ نُحْیى وَ نُمیتُ وَ نَحْنُ الْوارِثونَ. ، ماییم که نور حیات را به جهان مى‏گسترانیم و پس مى‏گیریم. همه چیز به ما بر مى‏گردد. ما وارث همه چیز هستیم. * یولِجُ اللَّیْلَ فِى النَّهارِ وَ یولِجُ النَّهارَ فِى اللَّیْلِ «2»* یُخْرِجُ الْحَىَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَ مُخْرِجُ الْمَیِّتِ مِنَ الْحَىَّ «3»* وَ هُوَ حَىٌّ لا یَموتُ «4»* وَ هُوَ عَلى کُلِّ شَىْ‏ءٍ قَدیرٌُُ ما میخواهیم خدا را با وسیله ای بشناسیم که محدود است خداوند بر علم ما احاطه دارد با این علم نمیتوان خدا را شناخت زیرا خداوند بزرگ است و علم ما کوچک و محدود. 

علی معصومی با تفسیر برگرفته از مطهری



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 18 فروردین‌ماه سال 1389 توسط علی معصومی
 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک